صفحه اصلی
ویترین
نسخه موبایل
ایمیل به ما
ارتباط با ما
تبلیغات شما در وب
خبر خوان

مطمئناً شما نیز در زندگی گرفتار این مشکلات شده اید. در بیشتر روابط زن و مرد، همواره مشکلاتی پیش می آید که عمده دلیل آن، تفاوتهای ذاتی و رفتاری زن و مرد است. البته به ندرت، زوج هایی هستند که می توانند با رعایت نکاتی بر این مشکلات غلبه کنند. در این مواقع چه کار می کنید؟ نکته مهم و اساسی این است که دقیقاً با بررسی مراحل، بدانید که نتیجه ی این ارتباط چه خواهد بود؟ آیا در صورت جدایی، می توانید براحتی این مسئله را قبول کنید و دچار افسردگی های ناشی از آن نشوید؟
حتی زرنگ ترین و کارکشته ترین فروشنده ها هم باید برای اعلام افزایش قیمت به مشتریان خود، کلی باخودشان سروکله بزنند. گفتن این حرف اصلاً کار ساده ای نیست.
وقتی در یک محیط کاری درمورد افزایش قیمت حرف می زنید، خیلی مهم است که به خاطر داشته باشید مشتریان شما هم مشتریانی دارند که باید گاهاً درمورد چنین مسئله ای با آنها حرف بزنند. یک شرکت فقط تا زمانی زنده است که سود داشته باشد و فقط در این صورت به آن دست پیدا می کند که محصول یا خدماتی باکیفیت و با قیمت مناسب در اختیار مشتریان خود قرار دهد. این یعنی رمز هر نوع گفتگو درمورد افزایش قیمت تاکید بر تضمین کیفیت است.
جواد محدثى:در معرفى آن امام،باید كتابى قطور نوشت،لیكن در اینجا فشردهاى از زندگى آن حضرت را مىخوانید:
امام حسین(ع) در سوم شعبان سال چهارم هجرى در مدینه به دنیا آمد. رسول خدا(ص) نام این فرزند زهرا(س) را«حسین» نهاد.
وى مورد علاقه شدید پیامبر خدا(ص) بود و آن حضرت درباره او فرمود:«حسین منى و انا من حسین...» و در آغوش پیامبر بزرگ شد.
هنگام رحلت رسول خدا، شش ساله بود. در دوران پدرش على بن ابى طالب(ع) نیز از موقعیت والایى برخوردار بود. علم، بخشش، بزرگوارى، فصاحت، شجاعت، تواضع، دستگیرى از بینوایان، عفو و حلم و... از صفات برجسته این حجت الهى بود.
در دوران خلافت پدرش، در كنار آن حضرت بود و در سه جنگ «جمل»، «صفین» و «نهروان» شركت داشت.
پس از شهادت پدرش كه امامت به حسن بن على(ع) رسید، همچون سربازى مطیع رهبر و مولاى خویش و همراه برادر بود. پس از انعقاد پیمان صلح،با برادرش و بقیه اهل بیت«ع» به مدینه آمدند.
با شهادت امام مجتبى(ع) در سال 49 یا 50 هجرى، بار امامت به دوش سیدالشهدا قرار گرفت. در آن دوران دهساله كه معاویه بر حكومت مسلط بود، امام حسین(ع) همواره یكى از معترضین سرسخت نسبت به سیاستهاى معاویه و دستگیریها و قتلهاى او بود و نامههاى متعددى در انتقاد از رویه معاویه در كشتن حجر بن عدى و یارانش و عمرو بن حمق خزاعى كه از وفاداران به على(ع) بودند و اعمال ناپسند دیگر او نوشت.
در عین حال، حسین بن على(ع) یكى از محورهاى وحدت شیعه و از چهرههاى برجسته و شاخصى بود كه مورد توجه قرار داشت و همواره سلطه اموى از نفوذ شخصیت او بیم داشت.
با مرگ معاویه در سال 60 هجرى، یزید به والى مدینه نوشت كه از امام حسین(ع) به نفع او بیعت بگیرد. اما سید الشهدا كه فساد یزید و بىلیاقتى او را مىدانست، از بیعت امتناع كرد و براى نجات اسلام از بلیه سلطه یزید كه به زوال و محو دین مىانجامید، راه مبارزه را پیش گرفت.
از مدینه به مكه هجرت كرد و در پى نامهنگاریهاى كوفیان و شیعیان عراق با آن حضرت و دعوت براى آمدن به كوفه، آن امام ابتدا مسلم بن عقیل را فرستاد و نامههایى براى شیعیان كوفه و بصره نوشت و با دریافت پاسخ كوفیان در بیعتشان با مسلم بن عقیل، در روز هشتم ذیحجه سال 60 هجرى از مكه به سوى عراق، حركت كرد.
پیمانشكنى كوفیان و شهادت مسلم بن عقیل، اوضاع عراق را نامطلوب ساخت و سیدالشهدا كه همراه خانواده، فرزندان و یاران به سوى كوفه مىرفت، پیش از رسیدن به كوفه در سرزمین«كربلا» در محاصره سپاه كوفه قرار گرفت.
تسلیم نیروهاى یزیدى نشد و سرانجام در روز عاشورا در آن سرزمین، مظلومانه و تشنهكام، همراه اصحابش به شهادت رسید.
از آن پس، كربلا كانون الهام و عاشورا سرچشمه قیام و آزادگى شد و كشته شدن وى، سبب زنده شدن اسلام و بیدار شدن وجدانهاى خفته گردید.
فضایل این امام شهید، بیش از آن است كه در این مختصر بگنجد، چرا كه او آویزه عرش الهى و پرورده دامن رسول خداست.
پیامبر خدا(ص) دربارهاش فرمود: قسم به آنكه مرا بحق به پیامبرى فرستاد، حسین بن على در آسمان بزرگتر از زمین است و بر سمت راست عرش الهى نوشته است «مصباح هدى و سفینة نجاة».(1)
اى كه آمیخته مهرت با دل
كرده عشق تو مرا دریا دل
بذر عشقى كه به دل كاشتهام
جز هواى تو ندارد حاصل
از مى عشق تو،عاقل مجنون
و زخم مهر تو مجنون،عاقل
كربلا سر زد و پیدا شد حق
جلوهاى كردى و گم شد باطل
تویى آن كشتى دریاى حیات
هر كه را مانده جدا از ساحل
گر شود كار جهان زیر و زبر
نشود عشق تو از دل زایل(2)
پىنوشتها:
1ـ سفینة البحار، ج 1، ص 257.
براى آشنایى بیشتر با آن حضرت، باید به كتابهاى مفصلتر مراجعه كرد، از جمله:
موسوعة كلمات امام الحسین(درباره سخنان او)،
حیاة الامام الحسین بن على،
باقر شریف القرشى (در باره زندگانى او)
عوالم و بحار الأنوار(در باره فضایل او)
نفس المهموم،شیخ عباس قمى(در مقتل او)
و كتابهاى فراوان دیگر.[كتابنامه عاشورا]
2ـ از مؤلف. فرهنگ عاشورا صفحه 147
به نقل از پایگاه اطلاع رسانی حوزه

حتما تا به حال پیش آمده که وقتی وارد اتاق می شوید یادتان می رود که چه کار داشته اید. یا این که در جلسه بسیار مهمی یادداشت های خود را جا می گذارید.
این اتفاقات بسیار نا امیدکننده اما بسیار معمول است.خوب است بدانید محققان دریافته اند که مغز ما طوری طراحی شده که هر زمان بتواند منحرف می شود. اسکن ام آرآی نشان داد که آن نواحی مغز که مسئول کارهایی نظیر خیال پردازی که نیازی به تفکر ندارد، به طور دائم فعال است.
برای همین به هنگام انجام کارهایی که نیاز به تفکر ندارد مغز مشغول استراحت می شود. متخصصان مغز می گویند می توان با اتخاذ راهکارهایی تمرکز را بهبود بخشید.
در این مطلب به نقل از نیوزویک به چند توصیه کارشناسان اشاره شده است.
* در محیط کار
هر قدر هم کارتان را دوست داشته باشید گاهی اوقات دچار حواس پرتی می شوید. طبق تحقیقات ۳۰ درصد کارمندان حتی در زمان انجام وظایف بسیار مهم و خطیر دچار آشفتگی و حواسپرتی می شوند و ساعت های زیادی از زمان کارشان را از دست می دهند.
کسالت، خستگی مفرط و استرس اصلی ترین دلایل حواس پرتی محسوب می شوند اگرچه زنان کمتر از مردان دچار از دست دادن تمرکز می شوند اما سطح اضطراب و استرس در آنان بالاتر است.
بهترین راه این است که کارهایتان را به نسبت اولویت طبقه بندی کنید و تمام یادآوری ها، ایمیل ها و هر چیز دیگری که قرار است مطلبی را به شما یادآوری کند از جلوی چشم خود دور کنید.
عکس های خانوادگی را از جلوی چشمتان دور کنید زیرا همواره انسان مستعد نگرانی برای خانواده است. سعی کنید از میوه ها و سبزیجات با رنگ های تند و متنوع که حاوی آنتی اکسیدان است استفاده کنید تا مغزتان جوان بماند.
اگر طی یک جلسه مهم دچار حواس پرتی می شوید با فکر کردن به سوالات جدید وارد بحث شوید. ممکن است لحظاتی را برای پیدا کردن سوال از دست بدهید اما در ادامه جلسه با دیگران همراه هستید.
وقتی احساس می کنید تمرکزتان را از دست داده اید از پشت میز بلند شوید و چند قدم راه بروید و یا به مکان عمومی بروید تا نفسی تازه کنید. به این ترتیب مغز شما پشت میز کارتان فقط حول محور کار می چرخد و نه چیز دیگر. اگر به مغزتان استراحت ندهید مخصوصا وقتی از کار لذت نمی برید، مغز عادت می کند حول محور کار تمرکز نکند.
جواب این پرسش بی تردید مثبت است ، اما تأثیر آن در افراد متفاوت است و بستگی به محیطی که زندگی می کند ، خانواده ، نوع رابطه و... دارد .
دختران و پسرانی که به طریق غیر مشروع با فردی از جنس مخالف، رابطه دوستانه برقرار میکنند، ممکن است از جهات مختلف، آسیب ببینند. آسیبها هرچند متوجه دختر و پسر است، اما دامنه و شدت آن درباره دختران بیشتر است.
شـمـا یا نـامزدتان به دلـیل ادامه تحصیل یا کار در حال اقـامت گـزیــدن در شـهـر دیـگـری هستید و بر سر این مسئله که آیـا بـاید بـه خـاطر ایـن مســئله از هم جدا شوید و یا رابطه ای دورا دور را تجربه کنید بحثی میان شما آغاز شده است.
رک گویی مرا ببخشید، اما تا زمانی کـه واقـعا به هــم علاقمند نشده و آماده فداکاری برای یکدیگر نگشته اید، حتی فکر حفظ رابطه راه دور را نیز از سر خطور ندهید. اگر تصور نمیکنید چنین فردی هستید، بهتر از است از همان ابتدا جلوی شکستها و ضربات سنگین عاطفی آینده خود را بگیرید.
از طرف دیگر اگر هر دوی شما آماده و مایل به برقراری و تداوم ارتباط از راه دور هستید، حتما این نکات را مطالعه کنید تا در کارتان موفق گردید.
* وقت بگذارید
البته، نقل مکان دادن به شهری جدید فرد را درگیر ملاقات با اشخاص جدید و انجام کارهای تازه مینماید، اما آن بدین معنا نیست که محبوب شما در انتهای لیست اولیتهایتان سقوط کند.
لازم است که همه روزه بدون حواس پرتی، زمانی را برای تلفن کردن یا ایمیل دادن به هم اختصاص دهید. با یکدیگر در مورد اتفاقات روز، دوستان، همکاران و غیره صحبت کنید تا احساس نمایید بخشی از زندگی همدیگر هستید؛ این عمل بظاهر کوچک در کاستن فاصله بین هر دوی شما نقش مهمی ایفا میکند.
* دیدار کنید
سعی کنید تا آنجایی که ممکن است هم دیگر را ملاقات نمایید، و اینگونه نباشد که این کار را فقط در زمانهای مورد انتظار همانند روزهای تعطیل انجام دهید. اگر برای دیدن هم وقت نگذارید، هر چقدر هم عشقتان محکم باشد، در نهایت بینتان جدایی خواهد افتاد. در نهایت، برای تداوم بخشیدن به یک رابطه نیاز به مقداری تماس فیزیکی دارید.
* برنامه ریزی داشته باشید
مطمئن گردید که کارهای خود را طوری زمانبندی و سازماندهی نمایید که وقتی نامزدتان به دیدن شما آمد، وقتتان کاملا آزاد بوده و آنرا کاملا در اختیار او قرار دهید. به دوستان و خانواده تان بگویید در زمانهایی که شما محبوبتان تصمیم به با هم بودن دارید، دیگر در دسترس آنها نیستید.
این نه تنها بالفطره لذت بخش خواهد بود، بلکه باعث میشود نامزدتان احساس کند خود و تلاشش برای دیدن شما مورد تحسین و تقدیر قرار گرفته، و اینکه شما واقعا او را دوستش دارید.
چند نکته دیگر را بیاموزید ...
* اندیشمند باشید
اعمالی شیرین و خود انگیخته انجام دهید تا به او نشان دهید چقدر دلتنگش هستید. اگر او شهر خود را ترک نموده، برایش آن چیزی را ارسال کنید که در زادگاهش به آن علاقمند بوده، مانند شیرینی و یا یک روزنامه محلی. اگر دلش برای خانه تنگ شده، برای او عکسی دو نفره از خودتان بفرستید یا سی دی موزیک مورد علاقه اش و یا آهنگهایی را که شما را به فکر او میاندازد.
حتی اگر این اندکی احساسی بنظر برسد، یک رابطه دورا دور موقع هماورد جویی نیست بلکه زمانی است که که نامزدتان را دلتنگ و دوستار شما باقی نگاه داشته و مشتاق دیدار دوباره شما گرداند.
* ریلکس باشید
با اینکه ممکن است در ابتدا مشکل بنظر آید، لازم است که آرام بوده و به یکدیگر اعتماد کنید. به عبارت دیگر به این دلیل که نامزدتان دوستان جدیدی پیدا نموده و با آنها معاشرت دارد بدترین فکر را متصور نشوید.
اگر تماس گرفتید و او نبود، اتوماتیک وار خیال نکنید که نبود او به این خاطر است که دیگری جای شما را گرفته. اگر به او به اندازه کافی اعتماد ندارید که اجازه دهید زندگیش را بدون اینکه لحظه به لحظه اش در کنار شما باشد ادامه دهد، احتمالا باید مقدمه این مقاله را بازخوانی نموده و بپذیرید که اصلا آمادگی برخورد با رابطه دورا دور را ندارید.
* خود را با شرایط وفق دهید
اگر یکی از شما موقتا نقل مکان کرده و تصمیم به برگشتن دارد، آنگا هر دوی شما باید تا رسیدن آن زمان صبور و شکیبا باشید. از طرف دیگر اگر جابجایی کمی طولانی تر بنظر برسد، مجبورید تصمیم بگیرید که تا چه زمانی تمایل به حفظ رابطه خواهید داشت.
آیا فردی که در شهری دیگر است برای زندگی هر دوی شما بدنبال محلی بهتر خواهد گشت و شغلی مناسب برای دیگری پیدا خواهد نمود؟ یا شما در نهایت راه خود را جدا خواهید کرد؟ اینها مسائلی هستند که باید گهگاهی در نظر گرفته شوند، و هیچ زمانی بهتر از زمان حال نیست.
* او را بسیار دوست بدارید
اگر تصمیم گرفته اید که خود را درگیر رابطه دورا دور نمایید، هر دوی شما باید چند خصوصیت اصلی را دارا باشید تا بتوانید به منظور واقعی خود دست پیدا کنید. مثل صداقت، وفاداری، اعتماد، احترام و عشق به دیگری. منظور دوست داشتن حقیقی فرد نیست، بلکه در مورد عشقی کنترل ناپذیر، غیر قابل توضیح و کور کننده صحبت میکنیم که تقریبا برای حفظش حاظر به انجام هر کاری میباشید. اگر به چنین مرحله ای دست پیدا نمودید، و همچنین توانستید به عنوان دو فرد مستقل به هم احترام بگذارید، آن گاه در مسیر خود موفق خواهید شد.
طلاق برای اکثر افراد زندگی را جهنم می کند. بهبود یافتن بعد از آن راهی بسیار دشوار است. خیلی ها اصلاً به بهبودی نمی رسند، خیلی ها هم بااینکه به نظر می رسد آنرا پشت سر گذاشته اند اما هنوز هم درد ناشی از آن و ترس از نزدیک شدن به کسان دیگر را به دوش می کشند.
در این مقاله می خواهیم راهی متفاوت برای بهبودی یافتن از طلاق برایتان معرفی کنیم، راهی که این امکان را برایتان فراهم می کند که به بهبودی کامل برسید. 10 مرحله زیر به شما نشان می دهد چطور زندگی و روابطتان را از نو بسازید.
1. تا می توانید غصه بخورید و زاری کنید.
خیلی وقت ها، افراد از احساسات ناراحت کننده مثل افسردگی، غصه، عصبانیت، و امثال آن وحشت دارند. شدت این احساسات آنقدر زیاد هست که بتواند تا آخر عمر اسیرتان کند. نکته مهمی که باید به یاد داشته باشید این است که بااینکه این احساسات خیلی قوی هستند اما برای همیشه ماندگار نیستند. این را هم باید بدانید که همیشه این احساسات داغانتان نمی کند، خیلی وقت ها اگر اجازه بدهید که این احساسات را تجربه کنید، احساس خیلی خیلی بهتری پیدا می کنید.
2. به آینده ای که رابطه تان ممکن بود داشته باشد، و الان دیگر نخواهد داشت، فکر کنید.
وقتی ازدواج می کنیم، امیدها و آرزوهای زیادی داریم. از دست دادن و فراموش کردن این امیدها و آرزوها کار ساده ای نیست چون از آنها بعنوان راهنمایی برای حرکت به سوی آینده استفاده می کنیم. امیدها و آرزوهای ازدواجتان را پیدا کنید. بعد جداگانه برای هرکدام غضه بخورید و ناراحت شوید. یادتان باشد که امیدها و آروزهای شما نمرده اند، می توانید آنها را با افراد دیگر یا حتی برای خودتان به تنهایی بسازید.
3. کسانی را پیدا کنید که در طول زندگیتان می دانستند چطور با عشق و علاقه به احساساتتان توجه کنند.
وقتی می خواهید از طلاق یا هر اتفاق ناخوشایند دیگری که برایتان اتفاق افتاده بهبود یابید، خیلی مهم است که آنچه در فکر و دلتان می گذرد را بر زبان بیاورید. خیلی ها دوست ندارند به حرف ها و درد و دلهای تلخ دیگران گوش کنند. گوش دادن به عصبانیت ها، ترس ها و ناراحتی های دیگران، باعث می شود بترسیم که مبادا احساسات آنها روی ما هم اثر کند. به همین خاطر است که آنها که دوستمان دارند، وقتی درمورد این احساساتمان حرف می زنیم، معمولاً سعی می کنند حالمان را خوب کنند. باید کسی را پیدا کنید که فقط به حرفهایتان گوش کند، حرفتان را قطع نکند و سعی هم نکند که نصیحتتان کند. حرف زدن تنها راهی است که خوبتان می کند.
4. ببینید چه اتفاقی برای رابطه تان افتاد که به آنجا کشید.
اگر می خواهید با طلاقتان کنار بیایید و بتوانید زندگی بهتری بعد از آن برای خود بسازید باید بفهمید که چه چیز منجر به طلاقتان شده است. در این قسمت از کار باید واقعاً با خودتان صادق باشید. متهم کردن همسر سابقتان یا خودتان برای این طلاق هیچ دردی را دوا نمی کند. باید دقیقاً بررسی کنید که کدام اعمال و رفتارهای خودتان و همسرتان کار را به طلاق کشانده است.
5. ببینید چرا همسر سابقتان را برای ازدواج انتخاب کرده بودید.
افراد روابط مختلف را بنا به دلایل مختلف شروع می کنند که متداولترین آن "عشق" است. اما تصوری که اکثر افراد از عشق دارند، عشق واقعی نیست. در زیر به بعضی از دلایل انتخاب همسر اشاره می کنیم:
نیاز مبرم به دوست داشته شدن
ترس از تنها ماندن
شیفتگی
امنیت ازدواج
بچه دار شدن و امثال این
اگر بتوانید صادقانه دلیل انتخاب همسر سابقتان را پیدا کنید، می توانید آغاز طلاق را شروعی برای رابطه ببینید. آنوقت می توانید برای انتخاب بعدی خود، از ملاک های دیگری استفاده کنید.
6. همسرتان را ببخشید، خودتان را ببخشید.
الان وقت بخشیدن است. درک کنید که شما و همسرتان هر چه از دستتان برمی آمد برای حفظ رابطه انجام دادید. درک کنید که حتی وقتی کارهایی می کردید که موجب ناراحتی همدیگر می شد، بهترین کاری بوده که می توانستید در آن زمان بکنید. آن رفتارهای دردناک فقط برای دفاع از خودتان بوده است. بخشیدن تنها راه آزاد کردن خودتان و شروع یک زندگی دوباره است.
7. بین خودتان و همسر سابقتان فاصله بیندازید. 3 تا 6 ماه هیچ رابطه ای با او نداشته باشید.
یکی از دردناکترین قسمت های طلاق این است که دیگر نمی توانید همسرتان را که یک روز بهترین دوستتان بوده پیش خودتان داشته باشید. اما اگر می خواهید که به بهترین شکل بهبود پیدا کنید بهتر است که سه تا شش ماه هیچ نوع رابطه ای با همسر سابقتان نداشته باشید. این به شما این فرصت را می دهد که تا دلتان میخواهد غصه بخورید و عصبانیتتان را از بین ببرید. همچنین باعث می شود که رابطه شما و او دوباره با موقعیت جدیدی آغاز شود.
8. کسانی را پیدا کنید که حمایتتان کنند.
طلاق گرفتن یعنی بهترین دوست و همدمتان را از دست داده اید. به کسی نیاز دارید که به حرفهایتان گوش دهد. دوست دارید بدانید که هنوز کسانی هستند که دوستتان داشته باشند و بخواهندتان. به همین دلیل، داشتن کسانی که حمایتتان کنند برای بهبودی از طلاق لازم است. فقط باید اطمینان پیدا کنید که این افراد بدانند که شما نیاز به حمایت آنها دارید و بدانند که چطور باید حمایتتان کنند.
9. همه چیز درمورد خودتان و روابطتان را حل و فصل کنید.
اگر می خواهید در آینده رابطه بهتری داشته باشید و اشتباهات قبل را تکرار نکنید، باید خوب به رابطه هایی که داشته اید فکر کنید. باید بفهمید که از یک رابطه چه می خواهید، چه کسی به درد شما می خورد، برای احساس رضایت از رابطه به چه چیزهایی نیاز دارید و چه چیزهایی را در رابطه نمی توانید قبول کنید.
10. حسابی مراقب خودتان باشید.
بهبود یافتن از طلاق، کاری استرس زا و دردناک است که زندگیتان را عوض میکند. وقتی قرار است زندگیتان اساساً تغییر پیدا کند، باید به خوبی از خودتان مراقبت کنید. باید طوری با خودتان رفتار کنید که کمی از استرس ها و فشارهایتان کمتر شود. مثلاً حجم کاریتان را کمتر کنید، خوب غذا بخورید، ورزش کنید و تا می توانید استراحت کنید. به کلاسهای آموزشی بروید و فعالیت هایی را انجام دهید که از آن لذت می برید.
بااینکه بهبودی یافتن از طلاق کار آسانی نیست اما اگر مراحلی که در بالا ذکر کردیم را خوب دنبال کنید، مطمئناً موفق خواهید شد.وقتی صحبت از مسئله پیچیده رابطه جنسی به میان می آید ، اگر بخواهیم به این بپردازیم که خانم ها چه می خواهند یا آقایان چه می خواهند کار سختی است چون با اینکار یک مسئله بسیار شخصی و خصوصی را به شدت ساده خواهیم کرد .
کاملاً مشخص است که روابط و تجربیات جنسی انواع و اقسام مختلف دارند که افراد می توانند در آنها سهیم بوده و لذت ببرند .
اگر بخواهیم دقیق تر بگوییم ، آنچه خانم ها و آقایان هرکدام از رابطه جنسی انتظار دارند را باید بر مبنای فردی بررسی کرد . درنتیجه ، آنچه که فرد در ارتباط با رابطه جنسی ، کمبود آن را در روابط خود حس می کند یا عمیقاً در آرزوی آن است ، دقیقاً همان چیزی است که او در آن زمان در زندگی خود نیاز دارد . برای مثال ، خیلی خانم ها از محبت زیاد لذت می برند اما رابطه جنسی داغ و قوی فیزیکی نمی خواهند . خیلی دیگر از خانم ها از رابطه جنسی های فیزیکی و شدید لذت می برند اما برای حفظ تعادل دوست دارند با ابراز محبت و ناز و نوازش هم همراه باشد .
حالا اگر به کل مردم نگاه کنیم و اکثریت عموم را در نظر بگیریم ، می توانیم نتیجه گیری هایی ارائه کنیم .
در طول این سالها اکثریت خانم هایی که به من مراجعه می کنند دنبال صمیمیت بیشتری در روابط خود بوده اند . خانم ها دوست دارند با طرف مقابلشان ارتباط قوی برقرار کرده و به هم عشق بورزند . اکثراً دوست دارند مردشان به آنها بگوید که چرا دوستشان دارد و چه چیز آنها خاص و منحصر بفرد است . معمولاً می گویند دوست دارند که مردشان بیشتر بغلشان کند ، ببوسدشان ، ناز و نوازششان کند و با آنها بیشتر حرف بزند . اگر قرار است رابطه جنسی بیشتری داشته باشند ، دوست دارند که این رابطه جنسی شدیداً احساسی و عاشقانه باشد . می خواهند این صمیمیت هم در اتاق خواب و هم خارج از آن جریان داشته باشد .
همچنین خانم ها نیاز دارند که باهوش و توانا تلقی شوند و برای همه خصوصیات و ویژگی های خاصشان از آنها تعریف و تمجید شود . خانم ها به طور متوسط نیازمند بغل کردن های بیشتر ، محبت بیشتر و صمیمیت بیشتر هستند . دوست دارند مردشان همیشه از زیباییشان تعریف کند و آنها را مطمئن کند که از رابطه با او لذت می برند .
اغلب مردها می توانند زمان زیادی را بدون صمیمیت بگذرانند و به همین دلیل فکر می کنند که خانم ها هم همین توانایی را دارند . متاسفانه ، تعداد خیلی کمی از آقایون هستند که می دانند باید هر از گاهی خانمشان را با هدایای غافل گیر کننده یا تعریف و تمجید خوشحال کنند . اما اکثر خانم ها چیزی بیشتر از صمیمت گاه و بیگاه نیاز دارند . آنها برای اینکه همیشه خوشحال و راضی باشند ، به صمیمیت روزانه نیاز دارند .
بعد از اینکه دو نفر با هم ازدواج می کنند ، خیلی از آقایون تلاش می کنند نشان دهند که آن اندازه ای که تصور می کنند برای عشق کافی است . خیلی وقت ها نتیجه گیری هایشان را برحسب نیازهای خودشان بنا می کنند .
این آن گل یا شکلات یا هدیه نیست که خانم ها واقعاً می خواهند ، آنچه آنها واقعاً می خواهند اعمالی است که نشان دهد همسرشان آنها را دوست دارد و آنقدر برایشان مهم هستند که بخواهند برای خوشحال کردنشان انرژی صرف کنند .
خانم ها همیشه انتظار ابراز محبت های بیشتر و مداوم تری دارند . آنها می خواهند مداوم بدانند که طرفشان به آنها بی تفاوت نیست .
بسیاری از ازدواج ها به این دلیل برهم می خورد که مردها نیازهای خانمشان را واقعاً جدی تلقی نمی کنند .
بسیاری از خانم های متاهلی که خارج از ازدواجشان با مردان دیگر ارتباط دارند می گویند که عاشق مردهایی می شوند که به آنها ابراز محبت می کنند ، بیشتر به حرفهایشان گوش می کنند و بیشتر با آنها حرف می زنند . احساس احترام ، محبت و عشقی که در ازدواجشان نداشتند را با آنها تجربه می کنند .
خانم هایی که اعتماد به نفس بالایی دارند و به برابری زن و مرد معتقدند به هیچ وجه دوست ندارند که فقط به عنوان یک ابزار جنسی به آنها نگاه شود . دوست دارند بیشتر از آن به نظر برسند و از مردهایی که به آنها فقط برای گذران وقت و رابطه جنسی نگاه می کنند متنفر هستند . خیلی خانم ها از اینکه می بینند چطور بسیاری از آقایون می توانند بدون عشق رابطه جنسی داشته باشند در عجبند .
اکثر خانم ها اگر رابطه جنسیشان فقط جنبه فیزیکی و جسمی داشته باشد به هیچ عنوان از آن رابطه جنسی ارضاء نمی شوند . بااینکه ممکن است به ارگاسم هم برسند اما اکثراً از چنین روابط جنسی خیلی زود خسته می شوند . حتماً باید آن حس عشق و صمیمیت را با همسرشان حس کنند . اما متاسفانه اکثر آقایون یا این مسئله را نمی دانند یا اگر هم که می دانند آنرا جدی تلقی نمی کنند.
برای خیلی از خانم ها بااینکه ممکن است از ارگاسم و رابطه جنسی فیزیکی لذت ببرند اما رابطه جنسی بیشتر وسیله ای برای ایجاد عشق و ابراز محبت و صمیمیت در رابطه است. هرچقدر مردها بیشتر این مسئله را فهمیده و به آن احترام بگذارند ، رابطه بسیار بهتری می توانند با خانم ها داشته باشند .
خوشبختانه در دنیای امروز ، تعداد زیادی از خانم ها آزادانه برای رابطه پیش قدم می شوند و به خودشان اجازه می دهند که از رابطه جنسی برای لذت و صمیمیت استفاده کنند . این روزها خانم ها خواسته های خود را راحت به زبان می آورند . رابطه های موفق معمولاً از یک مردی تشکیل می شود که به این برابری زن و مرد احترام می گذارد.
منبع : مردمان

هیچ چیز بیشتر از این خوشبختی و شادی من را تباه نمی کند که وقتی خودم را با کسی مقایسه می کنم. اما چرا اینکار را می کنم؟ اینکار باعث می شود دیگر از آنچه هستم و آنچه دارم نتوانم لذت ببرم. همیشه کسی وجود دارد که شغلی بهتر، پول بیشتر، ماشین زیباتر، یا صورت جذاب تری داشته باشد. خیلی ها هم هستند که همه اینها را با هم دارند. شما هم عادت کرده اید مدام خودتان را با دیگران مقایسه کنید؟
البته ما همیشه ظاهر کار را می بینیم. تصورت ما همیشه براساس ظاهر بیرونی شکل می گیرد. اینجور مقایسه فقط باعث ناراحتی ما می شود.
من خودم تو موقعیت های خیلی زیادی اینکار اشتباه را انجام می دهم. مثلاً در کار با خودم فکر می کنم که چقدر همکارم باهوش است و غبطه می خورم که چرا من نمی توانم مثل او باشم؟ گاهی اوقات همکارانی را می بینم که پول بیشتری در می آورند و باز همان حسرت و غبطه. اینگونه فکرها فقط احساس ناراحتی، ناامنی و افسردگی در من باقی می گذارند.
راه های مختلفی وجود دارد که مقایسه کردن خودمان با دیگران باعث آسیب رساندن به ما می شوند و اگر ادامه پیدا کنند، آنوقت یک خلاء عمیق عاطفی در ما ایجاد می شود. در زیر به بعضی از احساساتی که موقع مقایسه کردن خودم با دیگران به من دست می داد اشاره می کنم. ببینید شاید شما هم درگیر چنین احساساتی می شوید.
1. دزدیدن حس شادی. از همان ثانیه اول حس رضایت و خرسندی از من گرفته می شود. شانس لذت بردن از آنچه که دارم و آنچه که تابه حال به دست آورده ام از من دزدیده می شود. در قلبم حس حسادت رشد می کند و دوست دارم چیزی را داشته باشم که آن فرد دارد. کم کم مرغ همسایه برایم غاز می شود. واقعاً احمقانه است که چرا باید به خودم اجازه بدهم همچنین احساسی در من ایجاد شود و خوشحالیم از بین برود.
2. ایجاد حس بی کفایتی. وقتی خودم را با کسانی که موفق تر از من هستند مقایسه می کنم، همچکدام از تلاش هایم خودم دیگر به چشم نمی آیند. البته واقعیت این است که من هیچ درک عمیقی نسبت به موقعیت آنها ندارم. نمی دانم که چطور به چنین موقعیتی رسیده اند و فکر میکنم چون باهوش تر و عاقل تر از من بوده اند، موفق تر از من شده اند.
3. ایجاد حس ناامنی. مقایسه کردن خودم با این وضعیت، حس اعتماد به نفس من را خراب می کند. همه چیز خودم دیگر برایم زیر سوال می رود. نگران این می شوم که دیگران چه فکری درمورد من می کنند. گاهی فکر می کنم که دیگران از من سوء استفاده می کنند.
اگر اجازه بدهم این احساسات نارضایتی، بی کفایتی و ناامنی همه من را فرا می گیرند. گودال عمیقی می شوند که همه انگیزه و لذت من را در خود دفن می کند. البته، راه هایی برای دوری از این دام وجود دارد.
طی سالها سعی کرده ام به خودم آموزش دهم که دیگر خودم را با کسی مقایسه نکنم. متوجه شده ام که این نوع فکر کردن به ضرر من است و باید از آن دوری کنم. در زیر به بعضی از راه هایی اشاره می کنم که به شما کمک می کند از دام مقایسه کردن خود با دیگران دور بمانید.
1. در نطفه خفه اش کنید.
اولین کاری که می کنم این است که کنترل افکارم را در دست می گیرم. وقتی متوجه می شوم که دارم خودم را با کسی مقایسه می کنم، بالافاصله از آن دست می کشم. فکرم را به همه چیزهایی که باید به خاطرشان قدردان باشم معطوف می کنم. در ذهنم به خود متذکر می شوم که خانواده خیلی خوبی دارم، شغل خوبی دارم و زندگیم عالی است. لیستی از همه چیزهایی که باید برایشان قدردان باشم تهیه کرده ام. این لیست خیلی خوب به من کمک می کند تا فکرم را عوض کنم.
2. همه چیز آنطور که به نظر می رسد نیست.
به خودم یادآور می شوم که من فقط دارم به ظاهر زندگی آن فرد نگاه می کنم. خیلی وقت ها به تجربه فهمیده ام که همیشه همه چیز آنطور که در ظاهر به نظر می رسد نیست. آنهایی که اط نظر مالی خیلی موفق به نظر می رسند خیلی وقت ها روابط بسیار اسفناکی دارند. آنهایی که آزادی خیلی وسیعی دارند، معمولاً خیلی تنها هستند. خیلی مهم است که از رو جلد یک کتاب درمورد آن قضاوت نکنیم.
3. آنچه که اهمیت دارد ظاهر نیست.
به خودم یادآور می شوم که ارزش من به عوامل ظاهری مثل اینکه چقدر پول دارم، چه ماشینی سوار می شوم، و کجا زندگی می کنم نیست. افتادن در چنین دامی خیلی راحت است. جامعه ما چنین طرز تفکری را ایجاد می کند. ما معمولاً آدم ها را برحسب این چیزها می سنجیم. اما ارزش واقعی آدم باید از این باشد که می دانیم دیگران را دوست داریم، انتخابات عاقلانه ای می گیریم، و از این قبیل. همه ما خصوصیاتی داریم که باید تحسین شود، همه ما آدم های خاص و به طریق خودمان ارزشمندیم.
دست از مقایسه کردن خودتان با دیگران بردارید و زندگی کنید.
برای داشتن یکز ندگی کامل و شاد باید استعدادها و توانایی های خودمان را پرورش دهیم. باید پیدا کنیم که به چه چیزی علاقه داریم و نقاط قوتمان را در همان راستا تقویت کنیم. نباید سعی کنیم مثل دیگران باشیم و باید قدر آنچه که داریم بدانیم و به خاطر آن سپاسگذار باشیم. این ممکن نیست مگر اینکه کنترل افکارتان را به دست گیرید، قدرشناس بودن را تمرین کنید و ارزش واقعی خودتان را کشف کنید.
شما برای اجتناب از مقایسه کردن خودتان با دیگران چه می کنید؟