صفحه اصلی
ویترین
نسخه موبایل
ایمیل به ما
ارتباط با ما
تبلیغات شما در وب
خبر خوان
دكتر مرضیه محمدزاده : 40 روز پس از شهادت امامحسین(ع) كه نزد امامیه دارای ارزشی آیینی است، اربعین نامیده میشود.برخی بر این اعتقادند كه سر بریده امامحسین(ع) در چنین روزی به بدن وی در كربلا ملحق شد.(1) جایگاه و ارزش فاصله زمانی 40روزه از هنگام وفات مومن یكی از معتقدات و باورهای كهن نزد مسلمانان به شمار میآید كه نشانهها و بازتاب این اعتقاد را در طیف گستردهای از مفاهیم گوناگون اندیشهاسلامی میتوان مشاهده كرد. برای مثال كارنامه اعمال مومن را برپایه روایات 40روز پس از مرگ او ضمن گشایش دروازههای آسمان برای وی به دستش میدهند و اعمال نیك او هم از آن دروازهها گذر میكند. (2)
نمونهای نیز از گریستن بر شخص در گذشته در اینجا میآورم؛ گفته شده كه حضرت آدم از زمان آگاهی یافتن از مرگ فرزندش به مدت 40روز در این اندوه گریست. (3) این گریستن به نوعی كاملا قابل توجه در روایات مربوط به شهادت امام حسین(ع) دیده میشود. در دستهای از روایات از امامصادق(ع) آمده است كه آسمان و زمین 40روز به سختی و تیرگی برای شهادت امامحسین(ع) خون گریست و كوهها ناآرام شدند و فرشتگان 40روز بر آن شهید گریستند و در خورشید 40روز در طلوع و غروب، سرخی غیرقابل وصفی به وجود آمد. (4)
در منابع، به روز اربعین به دو اعتبار نگریسته شده است: نخست روزی كه اسرای كربلا از شام به مدینه مراجعت كردند. دوم روزی كه جابربنعبدالله انصاری، صحابی رسولالله(ص) از مدینه به كربلا وارد شد تا قبر امامحسین(ع) را زیارت كند.
اما مطلب اول: اگر كاروان وارد كربلا شده باشد، در چه تاریخی بوده است؟ به اعتقاد برخی محققان این امر نمیتواند 40روز پس از حادثه كربلا باشد. رفتن و برگشتن مسافر عادی از كربلا به كوفه و از آنجا به دمشق و بازگشتن او با وسایل آن زمان، بیش از 40روز وقت میخواهد چه رسد به كاروانی چنان و در آن موقعیت حساس كه اگر همه مقدمات را در نظر بگیریم، 3-2 ماه وقت میخواهد.
فرض اینكه كاروان در اربعین سال دیگر (سال62هجری) به كربلا رسیده باشد نیز نادرست است چرا كه ماندن آنان در دمشق برای مدتی طولانی به صلاح یزید نبود. شیخ مفید در كتاب «مسارالشیعه» كه درباره ایام موالید و وفیات ائمهاطهار(ع) است، اشاره به روز اربعین كرده و نوشته است:«این روزی است كه حرم امامحسین(ع) از شام به سوی مدینه مراجعت كردند و نیز روزی است كه جابربنعبدالله انصاری برای زیارت امامحسین(ع) وارد كربلا شد». شاگرد او شیخ طوسی نیز همین مطلب را آورده است. (5)
میرزاحسیننوری از علمای برجسته شیعه و صاحب كتاب «لؤلؤ و مرجان در آداب اهل منبر» به نقد نظر سیدبنطاووس در كتاب «لهوف» كه معتقد است اسرا در اربعین وارد كربلا شدند، میپردازد و مینویسد: «خود سید بنطاووس در كتاب شریف «اقبال الاعمال» پس از اشاره به این خبر، نوشته است كه چنین چیزی بعید است، چرا كه ابنزیاد نامه به یزید نوشته و درباره اسرا كسب تكلیف كرده بود و تا جواب نرسید آنان را از كوفه به شام نفرستاد. پس چگونه ممكن است كه در فاصله 40 روز آنان این راه را رفته و برگشته باشند». (6)
مرحوم
شیخ عباس قمی صاحب كتاب «مفاتیحالجنان» به تبع استاد خود نوری، داستان
آمدن اسرای كربلا را در اربعین از شام به كربلا نادرست دانسته است. (7)
در كتاب نزههالزاهد كه در قرن ششم هجری تالیف شده آمده:«در بیستم ماه صفر حرم محترم حسین(ع) از شام به مدینه آمدند» (8) یا از شام به مقصد مدینه خارج شدند.
و به طور كلی تقریبا تمامی منابع و مراجع اصلی همین نظر را مطرح كردهاند كه اسرا مستقیما از شام به مدینه رفتهاند.
برای مثال : تاریخ طبری ج4، ص353؛ الكامل ابناثیر، ج4، ص87؛ اخبار الطوال دینوری ص307؛ مقاتل الطالبیین ابوالفرج اصفهانی، ص121؛ انساب الاشراف بلاذری ج3، ص217؛ الفتوح ابن اعثم، ج 3، ص156؛ نهایه الارب نویری، ج7، ص208؛ الفصول المهمه ابن صباغ مالكی، صص 195 و196؛ وقعه الطف ابیمخنف،ص 272؛ مقتل الحسین خوارزمی ، ج2، ص 74؛ ارشاد شیخ مفید، ج2، صص126 و 127؛ اعلام الوری طبرسی، صص249 و 250، تجارب الامم ابوعلیمسكویه، ج2، ص75؛ نورالابصار شبلنجی ص 266؛ الصواعق المحرقه ابن حجر هیثمی، ص199؛ العقد الفرید ابن عبدربه، ج4، ص358؛ الاحتجاج طبرسی، ج2، ص 311؛ البدایه و النهایه ابن كثیر،ج8، ص195؛ بحارالانوار، ج45، صص196 و 197.
اما بنا بر نقلی دیگر اسیران در مسیر بازگشت به مدینه از ماموران یزید خواستند تا آنان را از طریق عراق و از كربلا به مدینه ببرند كه آنان در روز اربعین وارد كربلا شدند و در آنجا به عزاداری پرداختند. اللهوف سیدبن طاووس، ص86؛ مثیر الاحزان ابن نماحلی، صص106 و 107؛ الحدائق الوردیه، ج1، ص133؛ كتب جدیدی چون مقتل الحسین مقرم، اعیان الشیعه سیدمحسن امین نیز پس از لهوف بود و كتاب لهوف را به عنوان منبع خود یاد كردهاند پس نمیتوان به قولآنان اعتماد كرد.
آنچه مسلم است در اربعین شهادت امام حسین(ع) جابربن عبدالله انصاری، صحابی گرانقدر رسولالله(ص) به همراه شاگردش عطیه عوفی در حالیكه نابینا بود موفق به زیارت قبر سیدالشهداء شد و او اولین زائر قبر امام(ع) بود. (9) از آن پس ائمهاطهار(ع) آن روز را كه نخستین زیارت در آن انجام شد به عنوان روزی كه زیارت امام حسین(ع) در آن مستحب است، اعلام كردند.
تكریم این روز و احیای خاطره غمبار عاشورا، رمز تداوم شور عاشورایی در زمانهای بعد بوده است. اكنون اربعین با برخی آداب و رسوم از جمله قرائت دعای زیارت اربعین همراه شده است و به عنوان یكی از آیینهای مذهبی در میان شیعیان پابرجاست. برای چنین روزی از یكی، دو شب قبل و بعضا به مدت یك دهه روضهخوانی آغاز میشود كه بیشتر با نذورات و تشكیل مجالس برای پاسداشت آن روز ادامه مییابد. در شهر كربلا اربعین حسینی عظمت و شكوه خاصی دارد و دستههای عزادار، مراسمی پرشور برپا میكنند و همراه با دستههای سینهزنی و عزاداری به تعظیم شعائر دینی میپردازند.
آنچه به عنوان زیارت اربعین بیان شده در روایتی از امام حسنعسكری(ع) به مثابه یكی از 5 ویژگی مومن اشاره شده است كه عبارتند از خواندن 51ركعت نماز در شبانه روز (17ركعت نماز واجب + 23ركعت نماز نوافل + 11ركعت نمازشب) زیارت اربعین، انگشتری در دست راست، وجود آثار سجده بر پیشانی و بلند خواندن بسمالله در نماز (10) . این امردر دورههای متاخر به عنوان یكی از روزهای خاص عزاداری امامحسین(ع) حتی با به كارگیری اصطلاح جا افتاده «اربعین حسینی» با برخی آداب و رسوم از جمله قرائت دعای زیارت اربعین همراه شده است.
متن زیارت اربعین هم كه از زیارتهای مورد وثوق است و از لحاظ معنا و مفهوم قابل توجه است و دارای مضامین عالی است از سوی آن حضرات انشا شده است. در بخشی از زیارت اربعین چنین آمده است: «السلام علیالحسین المظلوم الشهید. السلام علی اسیر الكربات و قتیل العبرات .../ درود بر حسین مظلوم شهید درود بر اسیر اندوهها و گرفتاریها و كشته اشكهای روان...».
در طول تاریخ برای هیچكس به اندازه حسین از چشمها اشك جاری نشده است و در دلها غصه و غم ننشسته است. همچنین در آن زیارت، هدف امام(ع) از نهضت عاشورا چنین آمده است:«... و منح النصح و بذل مهجته فیك لیستنقذ عبادك من الجهاله و حیره الضلاله و قد توازر علیه من غرته الدنیا و باع حظه بالارذل الادنی و شری اخرته بالثمن الاوكس .../ خدایا! امام حسین(ع) از خیرخواهی دریغ نكرد و خون خود را برای نجات بندگانت از نابخردی و سرگشتی ضلالت در راه تو داد، در حالی كه مشتی فریب خورده كه انسانیت خود را به دنیای پست فروخته بودند بر ضد وی شوریده، آن حضرت(ع) را به شهادت رساندند». «اشهد انك امینالله و ابن امینه عشت سعیدا و مضیت حمیدا و مت فقیدا مظلوما شهیدا.../ گواهی میدهم تویی امینخدا و فرزند امین خدا. سعادتمندانه زندگی كردی و ستوده درگذشتی و از دنیا گمنام وستمدیده و شهید رفتی».
پینوشت:
1- اقبال الاعمال، ص588.
2 - المدهش، ج1، ص44.
3 - بحارالانوار، ج11، ص44.
4 - كمالالدین، صص 167 و 181.
5 - مصباح المتهجد، ص787.
6 - لؤلؤ و مرجان، ص152.
7 - منتهی الآمال، صص817 و818.
8 - نزهه الزاهد، ص241.
9 - مصباح، ص781.
10 - المزار، ص53؛ مصباح، ص286.